وقتی پربیننده ترین سایت فارسی بیشتر شبیه مرغدونی میمونه، دیگه چه انتظاری از آی تی نویس های فارسی چه میشه داشت .

پا نوشت : اشاره ای به +

ماهی بیست و پنج تومن بابت شارژ ماهیانه اینترنت dial up به isp میدم .اینجا که dsl نیومده هنوز . ظهر دو ساعت و شب هم دو سه ساعت میتونم از اینترنت استفاده کنم . وقتی میام خونه برق خونه رفته . یه ساعت بعدش که برق خونه میاد و میخام وصل بشم برق isp رفته . یه مشت میکوبم روی میز و شیشه اش میشکنه . برم سر کارم بهتره .

غروب که وصل میشم علاوه بر سرعت گند نصف سایت هایی که کار دارم فیلتره یا واسه ایران باز نمیشه . پس باید ماهی سه تومن بدم واس vpn ( چون مجانی هاش کار نمیکنه برام ) . نیم ساعت بعدش دوباره نوبت ما میشه که بریم از مزایای خاموشی استفاده کنیم . بعدش دوباره نوبت isp میشه . دوباره وصل میشم . مسنجر هم بالا نمیاد . یه مشت دیگه میکوبم روی میز . ایندفعه دستم هست که داره میشکنه . چند ساعتی کلنجار میرم با سرعت کیری وچند بار دی سی شدن. میرم بخوابم و قبلش عهد عتیق میخونم ببینم زمان ابرام و موسی هم اوضاع اینطوری بوده یا نه … . خواب میبینم تو ساحل هستم با دوستم. تا میام بغلش کنم یه نوشته آبی رنگ میاد و از خواب میپرم .

….

یک ماه بعد قبض تلفنی میاد که فقط سیستم بهش وصله و اونهم به مبلغ پانزده هزار تومن .

ماه بعدش من دارم حساب کتاب میکنم ببینم خرج کفن و دفن یه آدمی به قد و اندازه من چقدر میشه. آخرش یه آهی میکشم و میرم آی اس پی اینترنتم رو تمدید کنم …

ناخن هایش قرمز …

درخت آلبالو

There’s just one way to go. we must get back to basics

هفته ها …

بی هیچ میلی

حتی اسپم

من یه موقعی یه دوستی داشتم که نداشتم

نوشیدنی آب بزاق و توت فرنگی ، با طعم بوسه های بهاری !

خنک بنوشید !!

کونم رو میخارونم . اصلا اعصاب ندارم . حتی حال نوشتن در مورد این شرایط گه آلوده رو ندارم . لعنت

نشستم دارم موزیک گوش میدم و یه نگاهی به عکس ها تو فلیکر میندازم . حتی این هوای خوب هم از ریدگی اعصاب من کم نمیکنه . فکری ام ول کنم این کشور رو برم یه جای دیگه . یه جایی تو بورکینافاسو . حتی نمی دونم کجا هست . اما فکر میکنم روی نقشه وجود داشته باشه . یه جایی باشه که بعد از ظهرها بتونم چرت بزنم . بدون دلهره و اعصاب ریدگی . یعنی اونجا ایرانی ها رو راه میدن ؟

نمیشه من کوروش و داریوش و ابو علی سینا و حافظ و سعدی و خزر و خلیج فارس و اینهمه افتخارات رو سه طلاقه کنم و از ایرانی بودن انصراف بدم ؟ میشه آقا ؟ من دلم نه ایران میخاد نه جای دیگه . نه نه … من دلم یه جایی میخاد که اسم نداشته باشه . حتی اسمش بورکینافاسو هم نباشه . یه جایی که ده علیا و سفلی نداشته باشه . حالم داره بهم میخوره . من نمی دونم چیکار کردم که اینطوری شدم . شاید هم واسه کارهایی هست که باید میکردم و نکردم . اما اینکه توی این محدوده به دنیا بیام یا نیام دست من نبوده . اینکه بین این آدم ها بزرگ بشم یا نه . من دلم یه دفتر کوچیک میخاد که توش سر یه چیزایی کار کنم و زحمت بکشم . من دلم فضا میخاد . واسه نفس کشیدن . واسه بودن . واسه دویدن و راه رفتن . واسه نگاه کردن . واسه یاد گرفتن .

اما با این شرایطی که الان دارم فقط دلم سیاه چاله میخاد

یه لحظه زدم رو صدای آمریکا دیدم یه زنیکه رو آوردن در مورد حقوق زنان حرف بزنه . داشت  در مورد ایران میگفت ” … کشوری که زن ها رو اعدام میکنه … کشوری که زن ها رو سنگسار میکنه …. “

یکی نبود بگه آخه جنده خانوم … تو وقتی داری در مورد حقوق زنان حرف میزنی ، وقتی میتونی همچنین حرفی رو بزنی که تو این مملکت فقط زن ها رو اعدام و سنگسار بکنند . وگرنه اینها جز حقوق بشر هست نه قوانین تبعیض آمیز در مورد زنان . واقعا کسی نبود بهش بگه !

رادیو تلویزیون صدای آمریکا به زبان عربی هم در مورد حقوق زنان اینطوری داغ میکنه آیا ؟؟

در بیانیه پایانی اجلاس سران اتحادیه عرب آمده است: “ما ارتباطات کنونی بین امارات متحده عربی و جمهوری اسلامی ایران برای حل مسئله سه جزیره اماراتی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی از طرق قانونی و شیوه های صلح آمیز را تشویق می کنیم، تا امارات متحده عربی بتواند مالکیت این جزایر را دوباره بدست آورد. از طریقی که به برادری اعراب و ایران لطمه ای وارد نشده و باعث تحکیم و گسترش آن شود.”

پی نوشت : برادران عرب  رسما ما رو کس گیر آوردن

My Flickr

amirs

Now in my stomach

Amad

Tile lining steps

lines

عالی قاپو

More Photos

RSS گاهی

  • بدون نام
    بدرود .
  • بدون نام
    باران تابستانی تنها ... قطره ای
  • بدون نام
    احتمال میدم این قطعی های مکرر برق موجب جهش جمعیتی خفی بشه
  • بدون نام
    گرمتر میکند ظهر تابستان را صدای جیرجیرک ها